디완에 샴스› 가잘 2393› 베이트 7 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۳۹۳
- از دوست هر چه گفتم بیرون پوست گفتم زان سر چه دارد آن جان گفتار دم بریده
G2393:7
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده·جویان و پای کوبان از آسمان رسیده
- 2 ای جان چرا نشستی وقت می است و مستی·آخر در این کشاکش کس نیست پاکشیده
- 3 بهر رضای مستی برجه بکوب دستی·دستی قدح پرستی پرراوق گزیده
- 4 ما را مبین چو مستان هر چه خورم می است آن·افیون شود مرا نان مخموری دو دیده
- 5 نگذاشت آن قیامت تا من کنم ریاضت·آن دیدهاش ندیده گوشیش ناشنیده
- 6 او آب زندگانی میداد رایگانی·از قطره قطره او فردوس بردمیده
- 7 از دوست هر چه گفتم بیرون پوست گفتم·زان سر چه دارد آن جان گفتار دم بریده
- 8 با این همه دهانم گر رشک او نبستی·صد جای آسمان را تو دیدیی دریده
- 9 یخدان چه داند ای جان خورشید و تابشش را·کی داند آفرین را این جان آفریده
- 10 با این که مینداند چون جرعهای ستاند·مستی خراب گردد از خویش وارهیده
- 11 تبریز تو چه دانی اسرار شمس دین را·بیرون نجستهای تو زین چرخه خمیده
ganjoor: sh2393 · public domain