디완에 샴스 가잘 2443 베이트 10 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۴۴۳

  1. ور سرکشی غافل شوی آن سیل عشق مستوی گوش تو گیرد می‌کشد کاو بر تو دارد رافتی

G2443:10

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 ای تو ملول از کار من من تشنه‌تر هر ساعتی·آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی
  2. 2 بر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شود·معدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتی
  3. 3 یا مستحق مرحمت یابد مقام و مرتبت·برخواند اندر مکتبت از لوح محفوظ آیتی
  4. 4 ای رحمة للعالمین بخشی ز دریای یقین·مر خاکیان را گوهر‌ی مر ماهیان را راحتی
  5. 5 موجش گهی گوهر دهد لطفش گهی کشتی کشد·چندین خلایق اندر او مر هر یکی را حالتی
  6. 6 خود پیشتر اجزا‌ی او در سجده همچون شاکر‌ان·وز بهر خدمت موج او گه گه نماید قامتی
  7. 7 در پیش دریای نهان این هفت دریای جهان·چون واهب اندر بخششی چون راهب اندر طاعتی
  8. 8 دریای پر مرجان ما عمر دراز و جان ما·پس عمر ما بی‌حد بود ما را نباشد غایتی
  9. 9 ای قطره گر آگه شوی با سیل‌ها همره شوی·سیلت سوی دریا برد پیشت نباشد آفتی
  10. 10 ور سرکشی غافل شوی آن سیل عشق مستوی·گوش تو گیرد می‌کشد کاو بر تو دارد رافتی
  11. 11 مستفعلن مستفعلن اکنون شکر پنهان کنم·کز غیب جوقی طوطیان آورده اندم غارتی
  12. 12 شکر نگر تو نو به نو آواز خاییدن شنو·نی این شکر را صورتی نی طوطیان را آلتی
  13. 13 دارد خدا قندی دگر کان ناید اندر نیشکر·طوطی و حلقوم بشر آن را ندارد طاقتی
  14. 14 چون شمس تبریزی که او گنجا ندارد در فلک·کان مطلع خورشید او دارد عجایب ساحتی

ganjoor: sh2443 · public domain