디완에 샴스 가잘 2451 베이트 2 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۴۵۱

  1. جان را نشاط و دمدمه جمله مهماتش همه کاری نمی‌بینم دگر الا نوای آشتی

G2451:2

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 دریوزه‌ای دارم ز تو در اقتضای آشتی·دی نکته‌ای فرموده‌ای جان را برای آشتی
  2. 2 جان را نشاط و دمدمه جمله مهماتش همه·کاری نمی‌بینم دگر الا نوای آشتی
  3. 3 جان خشم گیرد با کسی گردد جهانش محبسی·جان را فتد یا رب عجب با جسم رای آشتی
  4. 4 با غیر اگر خشمین شوی گیری سر خویش و روی·سر با تو چون خشمین شود آن گاه وای آشتی
  5. 5 گر دستبوس وصل تو یابد دلم در جست و جو·بس بوسه‌ها که دل دهد بر خاک پای آشتی
  6. 6 هر نیکوی که تن کند از لطف داد جان بود·من هر سخا که کرده‌ام بود آن سخای آشتی
  7. 7 چون ابر دی گریان شدم وز برگ و بر عریان شدم·خواهم که ناگه درغژم خوش در قبای آشتی
  8. 8 سلطان و شاهنشه شوم اجری فرست مه شوم·نیکولقا آنگه شود کید لقای آشتی
  9. 9 ای جان صد باغ و چمن تشریف ده سوی وطن·هر چند بدرایی من نگذاشت جای آشتی
  10. 10 از نوبهار لم یکن این باد را تلطیف کن·تا بی‌بخار غم شود از تو فضای آشتی
  11. 11 آلایش ما چیست خود با بحر جان و جر و مد·یا کبر و شیطانی ما با کبریای آشتی
  12. 12 خاموش کن ای بی‌ادب چیزی مگو در زیر لب·تا بی‌ریا باشد طلب اندر دعای آشتی

ganjoor: sh2451 · public domain