디완에 샴스 가잘 2465 베이트 12 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۴۶۵

  1. ور دو سه روز چشم را بند کنی به‌اتّقوا چشمه چشم حس را بحر در عیان کنی

G2465:12

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی·و آن شه بی‌نشانه را جلوه دهی نشان کنی
  2. 2 دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفش·گفتم می نمی‌خورم گفت مکن زیان کنی
  3. 3 گفتم ترسم ار خورم شرم بپرد از سرم·دست برم به جعد تو باز ز من کران کنی
  4. 4 دید که ناز می‌کنم گفت بیا عجب کسی·جان به تو روی آورد روی بدو گران کنی
  5. 5 با همگان پلاس و کم با چو منی پلاس هم·خاصبک نهان منم راز ز من نهان کنی
  6. 6 گنج دل زمین منم سر چه نهی تو بر زمین·قبله آسمان منم رو چه به آسمان کنی
  7. 7 سوی شهی نگر که او نور نظر دهد تو را·ور به ستیزه سر کشی روز اجل چنان کنی
  8. 8 رنگ رخت که داد رو زرد شو از برای او·چون ز پی سیاهه‌ای روی چو زعفران کنی
  9. 9 همچو خروس باش نر وقت شناس و پیش رو·حیف بود خروس را ماده چو ماکیان کنی
  10. 10 کژ بنشین و راست گو راست بود سزا بود·جان و روان تو منم سوی دگر روان کنی
  11. 11 گر به مثال اقرضوا قرض دهی قراضه‌ای·نیم قراضه قلب را گنج کنی و کان کنی
  12. 12 ور دو سه روز چشم را بند کنی به‌اتّقوا·چشمه چشم حس را بحر در عیان کنی
  13. 13 ور به نشان ما روی راست چو تیر ساعتی·قامت تیر چرخ را بر زه خود کمان کنی
  14. 14 بهتر از این کرم بود جرم تو را گنه تو را·شرح کنم که پیش من بر چه نمط فغان کنی
  15. 15 بس که نگنجد آن سخن کو بنبشت در دهان·گر همه ذره ذره را بازکشی دهان کنی

ganjoor: sh2465 · public domain