디완에 샴스› 가잘 248› 베이트 3 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۴۸
- ای ز شیرینی و دلاویزی دانه حاجت نبوده دام تو را
G248:3
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 گوش من منتظر پیام تو را·جان به جان جسته یک سلام تو را
- 2 در دلم خون شوق میجوشد·منتظر بوی جوش جام تو را
- 3 ای ز شیرینی و دلاویزی·دانه حاجت نبوده دام تو را
- 4 کرده شاهان نثار تاج و کمر·مر قبای کمین غلام تو را
- 5 ز اول عشق من گمان بردم·که تصور کنم ختام تو را
- 6 سلسلهام کن به پای اشتر بند·من طمع کی کنم سنام تو را
- 7 آنک شیری ز لطف تو خوردهست·مرگ بیند یقین فطام تو را
- 8 به حق آن زبان کاشف غیب·که به گوشم رسان پیام تو را
- 9 به حق آن سرای دولتبخش·بنمایم ز دور بام تو را
- 10 گر سر از سجده تو سود کند·چه زیانست لطف عام تو را؟
- 11 شمس تبریز این دل آشفته·بر جگر بسته است نام تو را
ganjoor: sh248 · public domain