디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۴۹۷
- صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی لعل و عقیق میکند در دل کان گداییی
G2497:1
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی·لعل و عقیق میکند در دل کان گداییی
- 2 گر ز فلک نهان بود در ظلمات کان بود·گوهر سنگ را بود با فلک آشناییی
- 3 نور ز شرق میزند کوه شکاف میکند·در دل سنگ مینهد شعشعه عطاییی
- 4 در پی هر منوری هست یقین منوری·در پی هر زمینیی مرتقب سماییی
- 5 صورت بت نمیشود بیدل و دست آزری·آزر بتگری کجا باشد بیخداییی
- 6 گفت پیمبر به حق کآدمی است کان زر·فرق میان کان و کان هست به زرنماییی
ganjoor: sh2497 · public domain