디완에 샴스› 가잘 2514› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۱۴
- اگر چه صد هزار انگور کوبی یک بود جمله چو وا شد جانب توحید جان را این چنین بابی
G2514:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی·فنا شد چرخ و گردان شد ز نور پاک دولابی
- 2 نبود آن شهر جز سودا بنی آدم در او شیدا·برست از دی و از فردا چو شد بیدار از خوابی
- 3 چو جوشید آب بادی شد که هر که را بپراند·چو کاهش پیش باد تند باسهمی و باتابی
- 4 چو کهها را شکافانید کانها را پدید آرد·ببینی لعل اندر لعل میتابد چو مهتابی
- 5 در آن تابش ببینی تو یکی مه روی چینی تو·دو دست هجر او پرخون مثال دست قصابی
- 6 ز بوی خون دست او همه ارواح مست او·همه افلاک پست او زهی بالطف وهابی
- 7 مثال کشتنش باشد چو انگوری که کوبندش·که تا فانی شود باقی شود انگور دوشابی
- 8 اگر چه صد هزار انگور کوبی یک بود جمله·چو وا شد جانب توحید جان را این چنین بابی
- 9 بیاید شمس تبریزی بگیرد دست آن جان را·در انگشتش کند خاتم دهد ملکی و اسبابی
ganjoor: sh2514 · public domain