디완에 샴스› 가잘 2516› 베이트 3 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۱۶
- چو بنهادی قدم آن جا برفتی جسم از یادش که پنداری ز مادر او در آن عالم نزادستی
G2516:3
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی·سوی افلاک روحانی دو دیده برگشادستی
- 2 گشادستی دو دیده پرقدم را نیز از مستی·ولی پرسعادت او در آن عالم نزادستی
- 3 چو بنهادی قدم آن جا برفتی جسم از یادش·که پنداری ز مادر او در آن عالم نزادستی
- 4 میان خوبرویان جان شده چون ذرهها رقصان·گهی مست جمالستی گهی سرمست باده ستی
- 5 رخ خوبان روحانی که هر شاهی که دید آن را·ز فرزین بند سوداها ز اسب خود پیادستی
- 6 چو از مخدوم شمس الدین زدی لطفی به روی دل·از اینها جمله روی دل شدی بی رنگ و سادستی
- 7 بدیدی جمله شاهان را و خوبان را و ماهان را·کمربسته به پیش او نشسته بر وسادستی
- 8 اگر نه غیرت حضرت گرفتی دامن جاهش·سزای جمله کردستی و داد حسن دادستی
- 9 نه نفسی رهزنی کردی نه آوازه فنا بودی·دل ذرات خاک از جان و جان از شاه شادستی
- 10 اگر در آب میدیدی خیال روی چون آتش·همه اجزای جرم خاک رقصان همچو بادستی
- 11 ایا تبریز اگر سرت شدی محسوس هر حسی·غلام خاک تو سنجر اسیرت کیقبادستی
ganjoor: sh2516 · public domain