디완에 샴스 가잘 2518 베이트 4 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۱۸

  1. چو گرد راه هین برجه هلا پا دار و گردن نه که مردن پیش دلبر به تو را زین عمر سردستی

G2518:4

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی·درافتد در جهان غوغا درافتد شور در هستی
  2. 2 الا ای عقل شوریده بد و نیک جهان دیده·که امروز است دست خون اگر چه دوش از او رستی
  3. 3 درآمد ترک در خرگه چه جای ترک قرص مه·کی دیده است ای مسلمانان مه گردون در این پستی
  4. 4 چو گرد راه هین برجه هلا پا دار و گردن نه·که مردن پیش دلبر به تو را زین عمر سردستی
  5. 5 برو بی‌سر به میخانه بخور بی‌رطل و پیمانه·کز این خم جهان چون می بجوشیدی برون جستی
  6. 6 غلام و خاک آن مستم که شد هم جام و هم دستم·غلامش چون شوی ای دل که تو خود عین آنستی
  7. 7 چه غم داری در این وادی چو روی یوسفان دیدی·اگر چه چون زنان حیران ز خنجر دست خود خستی
  8. 8 منال ای دست از این خنجر چو در کف آمدت گوهر·هزاران درد زه ارزد ز عشق یوسف آبستی
  9. 9 خمش کن ای دل دریا از این جوش و کف اندازی·زهی طرفه که دریایی چو ماهی چون در این شستی
  10. 10 چه باشد شست روباهان به پیش پنجه شیران·بدران شست اگر خواهی برو در بحر پیوستی
  11. 11 نمی‌دانی که سلطانی تو عزرائیل شیرانی·تو آن شیر پریشانی که صندوق خود اشکستی
  12. 12 عجب نبود که صندوقی شکسته گردد از شیری·عجب از چون تو شیر آید که در صندوق بنشستی
  13. 13 خمش کردم درآ ساقی بگردان جام راواقی·زهی دوران و دور ما که بهر ما میان بستی

ganjoor: sh2518 · public domain