디완에 샴스 가잘 2524 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۲۴

  1. به برج عاشقان شه میان صادقان ره که از سردان و مردودان شود جوینده مردودی

G2524:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی·به تبریز آمدی این دم بیابان را بپیمودی
  2. 2 بپر ای دل که پر داری برو آن جا که بیماری·نماندی هیچ بیماری گر او رخسار بنمودی
  3. 3 چه کردی آن دل مسکین اگر چون تن گران بودی·اگر پرش ببخشیدی بر او دلبر ببخشودی
  4. 4 دریغا قالبم را هم ز بخشش نیم پر بودی·که بر تبریزیان در ره دواسپه او برافزودی
  5. 5 مبارک بادشان این ره به توفیق و امان الله·به هر شهری و هر جایی به هر دشتی و هر رودی
  6. 6 دلم همراه ایشان شد که شبشان پاسبان باشد·اگر پیدا بدی پاسش یکی همراه نغنودی
  7. 7 بپرید ای شهان آن سو که یابید آنچ قسمت شد·نحاسی را ز اکسیری ایازی را ز محمودی
  8. 8 روید ای عاشقان حق به اقبال ابد ملحق·روان باشید همچون مه به سوی برج مسعودی
  9. 9 به برج عاشقان شه میان صادقان ره·که از سردان و مردودان شود جوینده مردودی
  10. 10 بپر ای دل به پنهانی به پر و بال روحانی·گرت طالب نبودی شه چنین پرهات نگشودی
  11. 11 در احسان سابق است آن شه به وعده صادق است آن شه·اگر نه خالق است آن شه تو را از خلق نربودی
  12. 12 برون از نور و دود است او که افروزید این آتش·از این آتش خرد نوری از این آذر هوا دودی
  13. 13 دلا اندر چه وسواسی که دود از نور نشناسی·بسوز از عشق نور او درون نار چون عودی
  14. 14 نه از اولاد نمرودی که بسته آتش و دودی·چو فرزند خلیلی تو مترس از دود نمرودی
  15. 15 در آتش باش جان من یکی چندی چو نرم آهن·که گر آتش نبودی خود رخ آیینه که زدودی
  16. 16 چه آسان می‌شود مشکل به نور پاک اهل دل·چنانک آهن شود مومی ز کف شمع داوودی
  17. 17 ز شمس الدین شناس ای دل چو بر تو حل شود مشکل·تجلی بهر موسی دان به جودی که رسد جودی

ganjoor: sh2524 · public domain