디완에 샴스› 가잘 2531› 베이트 5 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۳۱
- خوش آوازی من دیدی دواسازی من دیدی رسن بازی من دیدی از این چنبر چه غم داری
G2531:5
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری·چو آهوی منی ای جان ز شیر نر چه غم داری
- 2 چو مه روی تو من باشم ز سال و مه چه اندیشی·چو شور و شوق من هستت ز شور و شر چه غم داری
- 3 چو کان نیشکر گشتی ترش رو از چه میباشی·براق عشق رامت شد ز مرگ خر چه غم داری
- 4 چو من با تو چنین گرمم چه آه سرد میآری·چو بر بام فلک رفتی ز خشک و تر چه غم داری
- 5 خوش آوازی من دیدی دواسازی من دیدی·رسن بازی من دیدی از این چنبر چه غم داری
- 6 بر این صورت چه میچفسی ز بیمعنی چه میترسی·چو گوهر در بغل داری ز بیگوهر چه غم داری
- 7 اَیا یوسف، ز دست تو! که بگریزد ز شست تو؟·همه مصرند مست تو ز کور و کر چه غم داری
- 8 چو با دل یار غاری تو چراغ چار یاری تو·فقیر ذوالفقاری تو از آن خنجر چه غم داری
- 9 گرفتی باغ و برها را همیخور آن شکرها را·اگر بستند درها را ز بند در چه غم داری
- 10 چو مد و جر خود دیدی چو بال و پر خود دیدی·چو کر و فر خود دیدی ز هر بیفر چه غم داری
- 11 ایا ای جان جان جان پناه جان مهمانان·ایا سلطان سلطانان تو از سنجر چه غم داری
- 12 خمش کن همچو ماهی تو در آن دریای خوش دررو·چو اندر قعر دریایی تو از آذر چه غم داری
ganjoor: sh2531 · public domain