디완에 샴스 가잘 2532 베이트 2 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۳۲

  1. یکی پر زهر افسونی فرو خواند به گوش تو ز صحن سینهٔ پر غم دهد پیغام بیماری

G2532:2

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 کی افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟!·نگفتم: «با کسی منشین که باشد از طرب عاری؟!
  2. 2 یکی پر زهر افسونی فرو خواند به گوش تو·ز صحن سینهٔ پر غم دهد پیغام بیماری
  3. 3 چو دیدی آن ترش رو را، مخلّل کرده ابرو را·از او بگریز و بشناسش،چرا موقوف گفتاری؟
  4. 4 چه حاجت آب دریا را چشش، چون رنگ او دیدی؟·که پر زهرت کند آبش اگر چه نوش منقاری
  5. 5 لطیفان و ظریفانی که بودستند در عالم·رمیده و بدگمان بودند همچون کبک کهساری
  6. 6 گر استفراغ می‌خواهی از آن طزغوی گندیده·مفرح بدهمت لیکن مکن دیگر وحل خواری
  7. 7 الا یا صاحب الدار ادر کأسا من النار·فدفینی و صفینی و صفو عینک الجاری
  8. 8 فطفینا و عزینا فان عدنا فجازینا·فانا مسنا ضر فلا ترضی باضراری
  9. 9 ادر کأسا عهدناه فانا ما جحدناه·فعندی منه آثار و انی مدرک ثاری
  10. 10 ادر کأسا باجفانی فدا روحی و ریحانی·و انت المحشر الثانی فاحیینا بمدرار
  11. 11 فاوقد لی مصابیحی و ناولنی مفاتیحی·و غیرنی و سیرنی بجود کفک الساری
  12. 12 چو نامت پارسی گویم کند تازی مرا لابه·چو تازی وصف تو گویم برآرد پارسی زاری
  13. 13 بگه امروز زنجیری دگر در گردنم کردی·زهی طوق و زهی منصب که هست آن سلسله داری
  14. 14 چو زنجیری نهی بر سگ شود شاه همه شیران·چو زنگی را دهی رنگی شود رومی و روم آری
  15. 15 الا یا صاحب الکاس و یا من قلبه قاسی·اتبلینی بافلاسی و تعلینی باکثاری
  16. 16 لسان العرب و الترک هما فی کاسک المر·فناول قهوه تغنی من اعساری و ایساری
  17. 17 مگر شاه عرب را من بدیدم دوش خواب اندر·چه جای خواب می‌بینم جمالش را به بیداری

ganjoor: sh2532 · public domain