디완에 샴스› 가잘 2606› 베이트 2 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۰۶
- شیری است که میجوشد خونی است نمیخسبد خربنده چرا گشتی شه زاده ارکانی
G2606:2
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی·خویش من و پیوندی نی همره و مهمانی
- 2 شیری است که میجوشد خونی است نمیخسبد·خربنده چرا گشتی شه زاده ارکانی
- 3 زر دارد و زر بدهد زین واخردت این دم·آن کس که رهانید از بسیار پریشانی
- 4 اشتر ز سوی بیشه بیجهد نمیآید·کی آمدهای ای جان زان خاک به آسانی
- 5 صد جا بترنجیدی گفتی نروم زین جا·گوش تو کشان کردم تا جوهر انسانی
- 6 در چرخ درآوردم نه گنبد نیلی را·استیزه چه میبافی ای شیخ لت انبانی
- 7 چون دیگ سیه پوشی اندر پی تتماجی·کو نخوت کرمنا کو همت سلطانی
- 8 تو مرد لب قدری نی مرد شب قدری·تو طفل سر خوانی نی پیر پری خوانی
- 9 سخت است بلی پندت اما نگذارندت·سیلی زندت آرد استاد دبستانی
- 10 هر لحظه کمندی نو در گردنت اندازد·روزی که به جد گیرد گردن ز کی پیچانی
- 11 بنگر تو در این اجزا که همرهشان بودی·در خود بترنجیده از نامی و ارکانی
- 12 زان جا بکشانمشان مانند تو تا این جا·و اندر پس این منزل صد منزل روحانی
- 13 چون بز همه را گویم هین برجه و خدمت کن·ریشت پی آن دادم تا ریش بجنبانی
- 14 گر ریش نجنبانی یک یک بکنم ریشت·ریش کی رهید از من تا تو دبه برهانی
- 15 یک لحظه شدی شانه در ریش درافتادی·یک لحظه شو آیینه چون حلقه گردانی
- 16 هم شانه و هم مویی هم آینه هم رویی·هم شیر و هم آهویی هم اینی و هم آنی
- 17 هم فرقی و هم زلفی مفتاحی و هم قلفی·بیرنج چه میسلفی آواز چه لرزانی
- 18 خاموش کن از گفتن هین بازی دیگر کن·صد بازی نو داری ای نر بز لحیانی
ganjoor: sh2606 · public domain