디완에 샴스 가잘 2628 베이트 6 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۲۸

  1. بیزارم از آن گوش که آواز نی اشنود و آگاه نشد از خرد و دانش نایی

G2628:6

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 هر روز بگه ای شه دلدار درآیی·جان را و جهان را شکفانی و فزایی
  2. 2 یا رب چه خجسته‌ست ملاقات جمالت·آن لحظه که چون بدر بر این صدر برآیی
  3. 3 هر جا که ملاقات دو یار است اثر توست·خود ذوق و نمک بخش وصالی و لقایی
  4. 4 معنی ندهد وصلت این حرف بدان حرف·تا تو ننهی در کلمه فایده زایی
  5. 5 ای داده تو دندان و شکرها که بخایند·دندان دگر داده پی فایده خایی
  6. 6 بیزارم از آن گوش که آواز نی اشنود·و آگاه نشد از خرد و دانش نایی
  7. 7 این مشک به خود چون رود و آب کشاند·تا خواجه سقا نکند جهد سقایی
  8. 8 این چرخ که می‌گردد بی‌آب نگردد·تا سر نبود پای کجا یابد پایی
  9. 9 هان ای دل پرسنده که دلدار کجای است·تو ای دل جوینده و پرسنده کجایی
  10. 10 تیهی ز کجا یابد گلزار و شقایق·پیهی ز کجا یابد تمییز ضیایی
  11. 11 اصداف حواسی که به شب ماند ز در دور·دانند که در هست ز دریای عطایی
  12. 12 درهاست در آن بحر در اصداف نگنجد·آن سوی برو ای صدف این سوی چه پایی
  13. 13 آن نیستی ای خواجه که کعبه به تو آید·گوید بر ما آی اگر حاجی مایی
  14. 14 این کعبه نه جا دارد نی گنجد در جا·می‌گوید العزه و الحسن ردایی
  15. 15 هین غرقه عزت شو و فانی ردا شو·تا جان دهدت چونک ببیند که فنایی
  16. 16 خامش کن و از راه خموشی به عدم رو·معدوم چو گشتی همگی حد و ثنایی

ganjoor: sh2628 · public domain