디완에 샴스› 가잘 2637› 베이트 5 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۳۷
- زین باده کسی را جگر تشنه خنک شد کو خون جگر ریخت در این ره به سفاحی
G2637:5
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 امروز سماع است و شراب است و صراحی·یک ساقی بدمست یکی جمع مباحی
- 2 زان جنس مباحی که از آن سوی وجود است·نی اباحتی گیج حشیشی مزاحی
- 3 روحی است مباحی که از آن روح چشیدهست·کو روح قدیمی و کجا روح ریاحی
- 4 در پیش چنین فتنه و در دست چنین می·یا رب چه شود جان مسلمان صلاحی
- 5 زین باده کسی را جگر تشنه خنک شد·کو خون جگر ریخت در این ره به سفاحی
- 6 جاوید شود عمر بدین کاس صبوحی·ایمن شود از مرگ و ز افغان نیاحی
- 7 این صورت غیب است که سرخیش ز خون نیست·اسپید ز نور است نه کافور رباحی
- 8 شمعی است برافروخته وز عرش گذشته·پروانه او سینه دلهای فلاحی
- 9 سوزیده ز نورش حجب سبع سماوات·پران شده جانها و روانها ز نواحی
- 10 این حلقه مستان خرابات خراب است·دور از لب و دندان تو ای خواجه صاحی
- 11 شاباش زهی حال که از حال رهیدیت·شاباش زهی عیش صبوحی و صباحی
- 12 با خود ملک الموت بگوید هله واگرد·کاین جا نکند هیچ سلاح تو سلاحی
- 13 ما را خبری نی که خبر نیز چه باشد·خود مغفرت این باشد و آمرزش ماحی
- 14 از غیب شنو نعره مستان و خمش کن·یک غلغله پاک ز آواز صیاحی
- 15 ور نه بدو نان بنده دونان و خسان باش·میخور پی سه نان ز سنان زخم رماحی
- 16 فارس شده شمس الحق تبریز همیشه·بر شمس شموس و نکند شمس جماحی
ganjoor: sh2637 · public domain