디완에 샴스› 가잘 2643› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۴۳
- گر دیو زند طعنه که خود نیست سلیمان ای دیو اگر نیست تو در کار چرایی
G2643:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی·تو جان و جهانی تو و بیمار چرایی
- 2 گلزار چو رنگ از صدقات تو ببردند·گلزار بده زان رخ و پرخار چرایی
- 3 الحق تو نگفتی و دم باده او گفت·ای خواجه منصور تو بر دار چرایی
- 4 در غار فتم چون دل و دلدار حریفند·دلدار چو شد ای دل در غار چرایی
- 5 آن شاه نشد لیک پی چشم بد این گو·گر شاه بشد مخزن اسرار چرایی
- 6 گر بیخ دلت نیست در آن آب حیاتش·ای باغ چنین تازه و پربار چرایی
- 7 گر راه نبردهست دلت جانب گلزار·خوش بو و شکرخنده و دلدار چرایی
- 8 گر دیو زند طعنه که خود نیست سلیمان·ای دیو اگر نیست تو در کار چرایی
- 9 بر چشمه دل گر نه پری خانه حسن است·ای جان سراسیمه پری دار چرایی
- 10 ای مریم جان گر تو نهای حامل عیسی·زان زلف چلیپا پی زنار چرایی
- 11 گر از می شمس الحق تبریز نه مستی·پس معتکف خانه خمار چرایی
ganjoor: sh2643 · public domain