디완에 샴스 가잘 2675 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۷۵

  1. من جان سیر اژدرها پرستم تو گر سیری ز جان بشنو صلایی

G2675:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 بیاموز از پیمبر کیمیایی·که هر چت حق دهد می‌ده رضایی
  2. 2 همان لحظه در جنت گشاید·چو تو راضی شوی در ابتلایی
  3. 3 رسول غم اگر آید بر تو·کنارش گیر همچون آشنایی
  4. 4 جفایی کز بر معشوق آید·نثارش کن به شادی مرحبایی
  5. 5 که تا آن غم برون آید ز چادر·شکرباری لطیفی دلربایی
  6. 6 به گوشه چادر غم دست درزن·که بس خوب است و کرده‌ست او دغایی
  7. 7 در این کو روسبی باره منم من·کشیده چادر هر خوش لقایی
  8. 8 همه پوشیده چادرهای مکروه·که پنداری که هست او اژدهایی
  9. 9 من جان سیر اژدرها پرستم·تو گر سیری ز جان بشنو صلایی
  10. 10 نبیند غم مرا الا که خندان·نخوانم درد را الا دوایی
  11. 11 مبارکتر ز غم چیزی نباشد·که پاداشش ندارد منتهایی
  12. 12 به نامردی نخواهی یافت چیزی·خمش کردم که تا نجهد خطایی

ganjoor: sh2675 · public domain