디완에 샴스› 가잘 2725› 베이트 3 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۷۲۵
- فرصت ز کجا که تا کنی لاحول چون نیست از او دمی شکیبایی
G2725:3
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 مندیش از آن بت مسیحایی·تا دل نشود سقیم و سودایی
- 2 لاحول کن و ره سلامت گیر·مندیش از آن جمال و زیبایی
- 3 فرصت ز کجا که تا کنی لاحول·چون نیست از او دمی شکیبایی
- 4 ماهی ز کجا شکیبد از دریا·یا طوطی روح از شکرخایی
- 5 چون دین نشود مشوش و ایمان·زان زلف مشوش چلیپایی
- 6 اخگر شده دل در آتش رویش·بگرفته عقول بادپیمایی
- 7 دل با دو جهان چراست بیگانه·کز جا برمد صفات بیجایی
- 8 ای تن تو و تره زار این عالم·چون خو کردی که ژاژ میخایی
- 9 ای عقل برو مشاطگی میکن·میناز بدین که عالم آرایی
- 10 بگرفته معلمی در این مکتب·با حفصی اگر چه کارافزایی
- 11 ای بر لب بحر همچو بوتیمار·دستور نه تا لبی بیالایی
- 12 اینها همه رفت ساقیا برخیز·با تشنه دلان نمای سقایی
- 13 مشرق چه کند چراغ افروزی·سلطان چه کند شهی و مولایی
- 14 مصقول شود چو چهره گردون·چون دود سیاه را تو بزدایی
- 15 درده تو شراب جان فزایی را·کز وی آموخت باده صهبایی
- 16 یکتا عیشی است و عشرتی کز وی·جان عارف گرفت یکتایی
- 17 از دست تو هر که را دهد این دست·بی عقبه لا شده است الایی
- 18 ای شاد دمی که آن صراحی را·از دور به مست خویش بنمایی
- 19 چون گوهر میبتافت بر خاکم·خاک تن من نمود مینایی
- 20 دریای صفات عشق میجوشد·رمزی دو بگویم ار بفرمایی
- 21 ور نی بهلم ستیر و بربسته·من دانم و یار من به تنهایی
- 22 زین بگذشتم بیار حمرا را·صفراشکن هزار صفرایی
- 23 تا روز رهد ز غصه روزی·وین هندوی شب رهد ز لالایی
- 24 در حال مگر درت فروبستهست·کاندر پیکار قال میآیی
ganjoor: sh2725 · public domain