디완에 샴스 가잘 2747 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۷۴۷

  1. در چشم تو ریخت کحل پندار می‌پنداری به اختیاری

G2747:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 خضری به میان سینه داری·در آب حیات و سبزه زاری
  2. 2 خضر آب حیات را نپاید·گر بوی برد که تو چه داری
  3. 3 در کشتی نوح همچو روحی·در گلشن روح نوبهاری
  4. 4 گر طبل وجودها بدرد·از کتم عدم علم برآری
  5. 5 این چار طبیعت ار بسوزد·غم نیست تو جان هر چهاری
  6. 6 صیاد بدایت وجودی·اجزای جهان همه شکاری
  7. 7 گه بند کند گهی گشاید·ای کارافزا تو بر چه کاری
  8. 8 او سرو بلند و تو چو سایه·او باد شمال و تو غباری
  9. 9 در چشم تو ریخت کحل پندار·می‌پنداری به اختیاری
  10. 10 این چرخ به اختیار خود نیست·آخر تو کیی بدین نزاری
  11. 11 از نیست تو خویش هست کردی·وین گردن خود تو می‌فشاری
  12. 12 زین ترس تو حجت است بر تو·کز غیر تو است ترسگاری
  13. 13 از خویش دل کسی نترسد·از خویش کسی نجست یاری
  14. 14 پس خوف و رجای تو گواهند·بر ملکت شاه و کامکاری
  15. 15 وز خوف و رجا چو برتر آیی·ایمن چو صفات کردگاری
  16. 16 کشتی ترسد ز بحر نی بحر·تو کشتی بحر بی‌کناری
  17. 17 کشتی توی تو چو بشکست·خاموش کن از سخن گزاری
  18. 18 کشتی شکسته را کی راند·جز آب به موج بی‌قراری
  19. 19 کشتیبان شکستگان است·آن بحر کرم به بردباری
  20. 20 خامش که زبان عقل مهر است·بنشین بر جا که گشت تاری

ganjoor: sh2747 · public domain