디완에 샴스 가잘 2784 베이트 3 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۷۸۴

  1. پیش باغش باغ عالم نقش گرمابه‌ست و بس نی در او میوه بقایی نی در او شاخ تری

G2784:3

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 در جهان گر بازجویی نیست بی‌سودا سری·لیک این سودا غریب آمد به عالم نادری
  2. 2 جمله سوداها بر این فن عاقبت حسرت خورند·ز آنک صد پر دارد این و نیست آن‌ها را پری
  3. 3 پیش باغش باغ عالم نقش گرمابه‌ست و بس·نی در او میوه بقایی نی در او شاخ تری
  4. 4 آن ز سحری تر نماید چون بگیری شاخ او·می‌برد شاخش تو را با خواجه قارون تا ثری
  5. 5 صورت او چون عصا و باطن او اژدها·چون نه‌ای موسی مرو بر اژدهای قاهری
  6. 6 کف موسی کو که تا گردد عصا آن اژدها·گردن آن اژدها را گیرد او چون لمتری
  7. 7 گر کشیده می‌شوی آن سو ز جذب اژدهاست·ز آنک او بس گرسنه‌ست و تو مر او را چون خوری
  8. 8 جذب او چون آتشی آمد درافکن خود در آب·دفع هر ضدی به ضدی دفع ناری کوثری
  9. 9 چون تو در بلخی روان شو سوی بغداد ای پدر·تا به هر دم دورتر باشی ز مرو و از هری
  10. 10 تو مری باشی و چاکر اندر این حضرت به است·ای افندی هین مگو این را مری و آن را مری
  11. 11 ور فسردی در تکبر آفتابی را بجو·در گداز هر فسرده شمس باشد ماهری
  12. 12 آفتاب حشر را ماند گدازد هر جماد·از زمین و آسمان و کوه و سنگ و گوهری
  13. 13 تا بداند اهل محشر کاین همه یخ بوده است·عقل جزوی ننگ مانده بر سر یخ چون خری
  14. 14 ای خر لرزان شده بر روی یخ در زیر بار·پوز بردارد به بالا خر که یا رب آخری
  15. 15 شمس تبریزی چو عقل جزو را یاری دهد·بال و پر یابد خر او برپرد چون جعفری

ganjoor: sh2784 · public domain