디완에 샴스 가잘 2789 베이트 7 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۷۸۹

  1. شمع گویم یا نگاری دلبری جان‌پروری محض روحی سروقدی کافری جانانه‌ای

G2789:7

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه‌ای·در شعاع شمع جانان دل گرفته خانه‌ای
  2. 2 سرفرازی شیرگیری مست عشقی فتنه‌ای·نزد جانان هوشیاری نزد خود دیوانه‌ای
  3. 3 خشم‌شکلی صلح‌جانی تلخ‌رویی شکری·من بدین خویشی ندیدم در جهان بیگانه‌ای
  4. 4 با هزاران عقل بینا چون ببیند روی شمع·پر او در پای پیچد درفتد مستانه‌ای
  5. 5 خرمن آتش گرفته صحن صحراهای عشق·گندم او آتشین و جان او پیمانه‌ای
  6. 6 نور گیرد جمله عالم بر مثال کوه طور·گر بگویم بی‌حجاب از حال دل افسانه‌ای
  7. 7 شمع گویم یا نگاری دلبری جان‌پروری·محض روحی سروقدی کافری جانانه‌ای
  8. 8 پیش تختش پیرمردی پای‌کوبان مست‌وار·لیک او دریای علمی حاکمی فرزانه‌ای
  9. 9 دامن دانش گرفته زیر دندان‌ها ولیک·کلبتین عشق نامانده در او دندانه‌ای
  10. 10 من ز نور پیر واله پیر در معشوق محو·او چو آیینه یکی رو من دوسر چون شانه‌ای
  11. 11 پیر گشتم در جمال و فر آن پیر لطیف·من چو پروانه در او او را به من پروانه‌ای
  12. 12 گفتم آخر ای به دانش اوستاد کائنات·در هنر اقلیم‌هایی لطف کن کاشانه‌ای
  13. 13 گفت گویم من تو را ای دوربین بسته‌چشم·بشنو از من پند جانی محکمی پیرانه‌ای
  14. 14 دانش و دانا، حکیم و حکمت و فرهنگ ما·غرقه بین تو در جمال گل‌رخی دردانه‌ای
  15. 15 چون نگه کردم چه دیدم آفت جان و دلی·ای مسلمانان ز رحمت یاری‌ای یارانه‌ای
  16. 16 این همه پوشیده گفتی، آخر این را برگشا·از حسودان غم مخور تو شرح ده مردانه‌ای
  17. 17 شمس حق و دین تبریزی خداوندی کز او·گشت این پس‌مانده اندر عشق او پیشانه‌ای

ganjoor: sh2789 · public domain