디완에 샴스 가잘 2830 베이트 4 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۸۳۰

  1. بگذار کاهلی را چو ستاره شب‌روی کن ز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانی

G2830:4

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی·که ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی
  2. 2 بزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالا·که ز خوابناکی تو همه سود شد زیانی
  3. 3 که چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانان·به دمی چراغشان را ز چه رو نمی‌نشانی
  4. 4 بگذار کاهلی را چو ستاره شب‌روی کن·ز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانی
  5. 5 دو سه عوعو سگانه نزند ره سواران·چه برد ز شیر شرزه سگ و گاو کاهدانی
  6. 6 سگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیری·که به بیشهٔ حقایق بدرد صف عیانی
  7. 7 نه دو قطره آب بودی که سفینه‌ای و نوحی·به میان موج طوفان چپ و راست می‌دوانی
  8. 8 چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت·به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی
  9. 9 چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد·سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی
  10. 10 تو مگو که ارمغانی چه برم پی نشانی·که بس است مهر و مه را رخ خویش ارمغانی
  11. 11 تو اگر روی و گر نی بدود سعادت تو·همه کار برگزارد به سکون و مهربانی
  12. 12 چو غلام توست دولت کندت هزار خدمت·که ندارد از تو چاره وگرش ز در برانی
  13. 13 تو بخسپ خوش که بختت ز برای تو نخسپد·تو بگیر سنگ در کف که شود عقیق کانی
  14. 14 به فلک برآ چو عیسی ارنی بگو چو موسی·که خدا تو را نگوید که خموش لن ترانی
  15. 15 خمش ای دل و چه چاره سر خم اگر بگیری·دل خنب برشکافد چو بجوشد این معانی
  16. 16 دو هزار بار هر دم تو بخوانی این غزل را·اگر آن سوی حقایق سَیَران او بدانی

ganjoor: sh2830 · public domain