디완에 샴스 가잘 2883 베이트 6 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۸۸۳

  1. باادب باشم گویی که برو مست نه‌ای بی ادب گردم تو قصهٔ آداب کنی

G2883:6

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 چه حریصی که مرا بی‌خور و بی‌خواب کنی·درکشی روی و مرا روی به محراب کنی
  2. 2 آب را در دهنم تلخ‌تر از زهر کنی·زهره‌ام را ببری در غم خود آب کنی
  3. 3 سوی حج رانی و در بادیه‌ام قطع کنی·اشتر و رخت مرا قسمت اعراب کنی
  4. 4 گه ببخشی ثمر و زرع مرا خشک کنی·گه به بارانش همی سخره سیلاب کنی
  5. 5 چون ز دام تو گریزم تو به تیرم دوزی·چون سوی دام روم دست به مضراب کنی
  6. 6 باادب باشم گویی که برو مست نه‌ای·بی ادب گردم تو قصهٔ آداب کنی
  7. 7 گر بباری تو چو باران کرم بر بامم·هر دو چشمم ز نم و قطره چو میزاب کنی
  8. 8 گهِ عزلت تو بگویی که چو رهبان گشتی·گهِ صحبت تو مرا دشمن اصحاب کنی
  9. 9 گر قصب‌وار نپیچم دل خود در غم تو·چون قصب‌پیچ مرا هالک مهتاب کنی
  10. 10 در توکل تو بگویی که سبب سنت ماست·در تسبب تو نکوهیدن اسباب کنی
  11. 11 باز جان صید کنی چنگل او درشکنی·تن شود کلب معلم تش بی‌ناب کنی
  12. 12 زرگر رنگ رخ ما چو دکانی گیرد·لقب زرگر ما را همه قَلّاب کنی
  13. 13 من که باشم که به درگاه تو صبح صادق·هست لرزان که مباداش که کذاب کنی
  14. 14 همه را نفی کنی بازدهی صد چندان·دی دهی و به بهارش همه ایجاب کنی
  15. 15 بزنی گردن انجم تو به تیغ خورشید·بازشان هم تو فروز رخ عناب کنی
  16. 16 چو خمش کرد بگویی که بگو و چو بگفت·گویی‌اش پس تو چرا فتح چنین باب کنی

ganjoor: sh2883 · public domain