디완에 샴스› 가잘 2935› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۹۳۵
- حاجت نیاید ای جان در راه تو قلاوز چون نور و ماهتاب است این مهتدی و هادی
G2935:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 گرچه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی·ورچه ز چشم دوری در جان و سینه یادی
- 2 گرچه به نقش پستی بر آسمان شدستی·قندیل آسمانی نه چرخ را عمادی
- 3 بستی تو هست ما را بر نیستی مطلق·بستی مراد ما را بر شرط بیمرادی
- 4 تا هیچ سست پایی در کوی تو نیاید·پیش تو شیر آید شیری و شیرزادی
- 5 سر را نهد به بیرون بیسر بر تو آید·تا بشنود ز گردون بیگوش یا عبادی
- 6 یک ماهه راه را تو بگذر برو به روزی·زیرا که چون سلیمان بر بارگیر بادی
- 7 دینار و زر چه باشد انبار جان بیاور·جان ده درم رها کن گر عاشق جوادی
- 8 حاجت نیاید ای جان در راه تو قلاوز·چون نور و ماهتاب است این مهتدی و هادی
- 9 مه نور و تاب خود را از جا به جا کشاند·چون اشتر عرب را از جا به جای حادی
- 10 از صد هزار تربه بشناخت جان مجنون·چون بوی گور لیلی برداشت در منادی
- 11 چون مه پی فزایش غمگین مشو ز کاهش·زیرا ز بعد کاهش چون مه در ازدیادی
- 12 هر لحظه دسته دسته ریحان به پیشت آید·رسته ز دست رنجت وز خوب اعتقادی
- 13 تشنیع بر سلیمان آری که گم شدم من·گم شو چو هدهد ار تو دربند افتقادی
- 14 یا صاحبی هذا دیباجه الرشاد·الصبح قد تجلی حولوا عن الرقاد
- 15 الشمس قد تلالا من غیر احتجاب·و النصر قد توالی من غیر اجتهاد
- 16 الروح فی المطار و الکأس فی الدوار·و الهم فی الفرار و السکر فی امتداد
ganjoor: sh2935 · public domain