디완에 샴스› 가잘 2950› 베이트 4 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۹۵۰
- تو آن مهی که هر کو آمد به خرمن تو مانند آفتابش در کان زر کشیدی
G2950:4
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی·چون جان و دل ببردی خود را تو درکشیدی
- 2 ما را چو سایه دیدی از پای درفتاده·جانا چو سرو سرکش از سایه سر کشیدی
- 3 چون سیل در کهستان ما سو به سو دوانه·اندر پیت تو خیمه سوی دگر کشیدی
- 4 تو آن مهی که هر کو آمد به خرمن تو·مانند آفتابش در کان زر کشیدی
- 5 کشتی ز رشک ما را باری چو اشک ما را·از چشم خود میفکن چون در نظر کشیدی
- 6 بر عاشقت ز صد سو از خلق زخم آید·از لطف و رحمت خود پیشش سپر کشیدی
- 7 یک قوم را به حیلت بستی به بند زرین·یک قوم را به حجت اندر سفر کشیدی
- 8 آوه که شد فضولی در خون چند گولی·رحمی بکن بر آن کش در شور و شر کشیدی
- 9 از چشم عاشقانت شب خواب شد رمیده·زیرا که بیدلان را وقت سحر کشیدی
- 10 ای عشق دل نداری تا که دلت بسوزد·خود جمله دل تو داری دل را تو برکشیدی
- 11 بس کن که نقل عیسی از بیخودی و مستی·در آخر ستوران در پیش خر کشیدی
ganjoor: sh2950 · public domain