디완에 샴스› 가잘 2969› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۹۶۹
- سر اله گفتم در قعر چاه گفتم مه را سیاه گفتم چون محرم نقابی
G2969:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 بوی کباب داری تو نیز دل کبابی·در تو هر آنچ گم شد در ماش بازیابی
- 2 زین سر چو زنده باشی تو سرفکنده باشی·خود را چو بنده باشی ما را دگر نیابی
- 3 ای خواجه ترک ره کن ما را حدیث شه کن·بگشا دهان و اه کن گر مست آن شرابی
- 4 دوشم نگار دلبر میداد جام از زر·گفتا بکش تو دیگر گر مست نیم خوابی
- 5 گفتم که برنخیزم گفتا که برستیزم·هم بر سرت بریزم گر مستی و خرابی
- 6 چون ریخت بر من آن را دیدم فنا جهان را·عالم چو بحر جوشان من گشته مرغ آبی
- 7 ای خواجه خشم بنشان سر را دگر مپیچان·ما را چه جرم باشد گر ز آنک درنیابی
- 8 سر اله گفتم در قعر چاه گفتم·مه را سیاه گفتم چون محرم نقابی
- 9 ای خواجه صدر عالی تا تو در این حوالی·گه بسته سؤالی گه خسته جوابی
- 10 ای شمس حق تبریز بستم دهان ازیرا·هر دیده برنتابد نورت چو آفتابی
ganjoor: sh2969 · public domain