디완에 샴스 가잘 2990 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۹۹۰

  1. بنما مها به کوری خورشید تابشی تا زین سپس زنخ نزند از منوری

G2990:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 جان خاک آن مهی که خداش است مشتری·آن کس ملک ندید و نه انسان و نی پری
  2. 2 چون از خودی برون شد او آدمی نماند·او راست چشم روشن و گوش پیمبری
  3. 3 تا آدمی است آدمی و تا ملک ملک·بسته‌ست چشم هر دو از آن جان و دلبری
  4. 4 عالم به حکم او است مر او را چه فخر از این·چون آن او است خالق عالم به یک سری
  5. 5 بحری که کمترین شبه را گوهری کند·حاشا از او که لاف برآرد ز گوهری
  6. 6 آن ذره است لایق رقص چنان شعاع·کو گشت از هزار چو خورشید و مه بری
  7. 7 آن ذره‌ای که گر قدمش بوسد آفتاب·خود ننگرد به تابش او جز که سرسری
  8. 8 بنما مها به کوری خورشید تابشی·تا زین سپس زنخ نزند از منوری
  9. 9 درتاب شاه و مفخر تبریز شمس دین·تا هر دو کون پر شود از نور داوری

ganjoor: sh2990 · public domain