디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۹۹۴
- بویی است در دم تو ز تبریز لاجرم بس دل که میربایی از حسن و از کشی
G2994:9
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی·دم میدهی تو گرم و دم سرد میکشی
- 2 خالی است اندرون تو از بند لاجرم·خالی کننده دل و جان مشوشی
- 3 نقشی کنی به صورت معشوق هر کسی·هر چند امیی تو به معنی منقشی
- 4 ای صورت حقایق کل در چه پردهای·سر برزن از میانه بی چون شکروشی
- 5 نه چشم گشتهای تو و ده گوش گشته جان·دردم به شش جهت که تو دمساز هر ششی
- 6 ای نای سربریده بگو سر بیزبان·خوش میچشان ز حلق از آن دم که میچشی
- 7 آتش فتاد در نی و عالم گرفت دود·زیرا ندای عشق ز نی هست آتشی
- 8 بنواز سر لیلی و مجنون ز عشق خویش·دل را چه لذتی تو و جان را چه مفرشی
- 9 بویی است در دم تو ز تبریز لاجرم·بس دل که میربایی از حسن و از کشی
ganjoor: sh2994 · public domain