디완에 샴스› 가잘 3032› 베이트 7 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۰۳۲
- با همه شاهی چو تشنگان خماریم ساقی ما شو بکن به لطف سقایی
G3032:7
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 از پگه ای یار زان عقار سمایی·ده به کف ما که نور دیده مایی
- 2 زانک وظیفهست هر سحر ز کف تو·دور بگردان که آفتاب لقایی
- 3 هم به منش ده مها مده به دگر کس·عهد و وفا کن که شهریار وفایی
- 4 در تتق گردها لطیف هلالی·وز جهت دردها لطیف دوایی
- 5 دور بگردان که دور عشق تو آمد·خلق کجااند و تو غریب کجایی
- 6 بر عدد ذره جان فدای تو کردی·چرخ فلک گر بدی مه تو بهایی
- 7 با همه شاهی چو تشنگان خماریم·ساقی ما شو بکن به لطف سقایی
- 8 بهر تو آدم گرفت دبه و زنبیل·بهر تو حوا نمود نیز حوایی
- 9 آدم و حوا نبود بهر قدومت·خالق میکرد گونه گونه خدایی
- 10 در قدح تو چهار جوی بهشتست·نه از شش و پنجست این سرورفزایی
- 11 جمله اجزای ما شکفته کن این دم·تا به فلک بررود غریو گوایی
- 12 غبغب غنچه در این چمن بنخندد·تا تو به خنده دهان او نگشایی
- 13 طلعت خورشید تو اگر ننماید·یمن نیاید ز سایههای همایی
- 14 خانه بیجام نیست خوب و منور·راه رهاوی بزن کز اوست رهایی
- 15 مشک که ارزد هزار بحر فروریز·کوه وقاری و بحر جود و سخایی
- 16 هر شب آید ز غیب چون گله بانی·جان رهد از تن چو اشتران چرایی
- 17 در عدمستان کشد نهان شتران را·خوش بچراند ز سبزههای عطایی
- 18 بند کند چشمشان که راه نبینند·راه الهیست نیست راه هوایی
- 19 چون بنهد رخ پیاده در قدم شاه·جست دواسبه ز نیستی و گدایی
- 20 کژ نرود زان سپس به راه چو فرزین·خواب ببیند چو پیل هند رجایی
- 21 مات شو و لعب گفت و گوی رها کن·کان شه شطرنج راست راه نمایی
ganjoor: sh3032 · public domain