디완에 샴스 가잘 304 베이트 6 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۰۴

  1. بانگ ما همچون جرس در کاروان یا چو رعدی وقت سیران سحاب

G304:6

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟·ز اشک چشم و از جگرهای کباب
  2. 2 پوستی‌ام دور مانده من ز گوشت·چون ننالم در فراق و در عذاب
  3. 3 چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز·زینِ من بشکست و بدرید آن رکاب
  4. 4 ما غریبان فراقیم ای شهان·بشنوید از ما «الی الله المآب»
  5. 5 هم ز حق رُستیم اول در جهان·هم بدو وا می‌رویم از انقلاب
  6. 6 بانگ ما همچون جرس در کاروان·یا چو رعدی وقت سیران سحاب
  7. 7 ای مسافر دل منه بر منزلی·که شوی خسته به گاه اجتذاب
  8. 8 زانک از بسیار منزل رفته‌ای·تو ز نطفه تا به هنگام شباب
  9. 9 سهل گیرش تا به سهلی وارهی·هم دهی آسان و هم یابی ثواب
  10. 10 سخت او را گیر کو سختت گرفت·اول او و آخر او او را بیاب
  11. 11 خوش کمانچه می‌کشد، کان تیر او·در دل عشاق دارد اضطراب
  12. 12 ترک و رومی و عرب گر عاشق است·همزبان اوست این بانگ صواب
  13. 13 باد می‌نالد همی‌خواند تو را·که بیا اندر پیم تا جوی آب
  14. 14 آب بودم باد گشتم آمدم·تا رهانم تشنگان را زین سراب
  15. 15 نطق آن بادست کآبی بوده است·آب گردد چون بیندازد نقاب
  16. 16 از برون شش جهت این بانگ خاست·کز جهت بگریز و رو از ما متاب
  17. 17 عاشقا کمتر ز پروانه نه‌ای·کی کند پروانه ز آتش اجتناب
  18. 18 شاه در شهرست بهر جغدْ من·کی گذارم شهر و کی گیرم خراب؟
  19. 19 گر خری دیوانه شد نک کیر گاو·بر سرش چندان بزن کاید لباب
  20. 20 گر دلش جویم خسیش افزون شود·کافران را گفت حق «ضَرْبَ الرَّقابْ»

ganjoor: sh304 · public domain