디완에 샴스 가잘 3048 베이트 2 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۰۴۸

  1. زمین خشک لبم من ببار آب کرم زمین ز آب تو باید گل و گلستانی

G3048:2

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 تو آسمان منی من زمین به حیرانی·که دم به دم ز دل من چه چیز رویانی
  2. 2 زمین خشک لبم من ببار آب کرم·زمین ز آب تو باید گل و گلستانی
  3. 3 زمین چه داند کاندر دلش چه کاشته‌ای·ز توست حامله و حمل او تو می‌دانی
  4. 4 ز توست حامله هر ذره‌ای به سر دگر·به درد حامله را مدتی بپیچانی
  5. 5 چه‌هاست در شکم این جهان پیچاپیچ·کز او بزاید اناالحق و بانگ سبحانی
  6. 6 گهی بنالد و ناقه بزاید از شکمش·عصا بیفتد و گیرد طریق ثعبانی
  7. 7 رسول گفت چو اشتر شناس مؤمن را·همیشه مست خدا کش کند شتربانی
  8. 8 گهیش داغ کند گه نهد علف پیشش·گهیش بندد زانو به بند عقلانی
  9. 9 گهی گشاید زانوش بهر رقص جعل·که تا مهار به درد کند پریشانی
  10. 10 چمن نگر که نمی‌گنجد از طرب در پوست·که نقش چند بدو داد باغ روحانی
  11. 11 ببین تو قوت تفهیم نفس کلی را·که خاک کودن از او شد مصور جانی
  12. 12 چو نفس کل همه کلی حجاب و روپوشست·ز آفتاب جلالت که نیستش ثانی
  13. 13 از آفتاب قدیمی که از غروب بری است·که نور روش نه دلوی بود نه میزانی
  14. 14 یکان یکان بنماید هر آنچ کاشت خموش·که حامله‌ست صدف‌ها ز در ربانی

ganjoor: sh3048 · public domain