디완에 샴스› 가잘 3049› 베이트 11 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۰۴۹
- دریغ دلبر جان را به مال میل بدی و یا فریفته گشتی به سیّدی چَلَبی
G3049:11
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 ربود عقل و دلم را جمال آن عربی·درون غمزه مستش هزار بوالعجبی
- 2 هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه·کنون چو مست و خرابم صلای بیادبی
- 3 مُسَبِّب سبب این جا در سبب بربست·تو آن ببین که سبب میکُشد ز بیسببی
- 4 پریر رفتم سرمست بر سر کویش·به خشم گفت چه گم کردهای؟ چه میطلبی؟
- 5 شکسته بسته بگفتم یکی دو لفظ عرب·أَتَیتُ أَطْلُبُ في حَیِّکُم مَقام أَبي
- 6 جواب داد کجا خفتهای؟ چه میجویی؟·به پیش عقل محمد پلاس بولهبی؟
- 7 ز عجز خوردم سوگندها و گرم شدم·به ذات پاک خدا و به جان پاک نبی
- 8 چه جای گرمی و سوگند پیش آن بینا؟·و کَیفَ یُصْرَعُ صَقْرٌ بِصَولةِ الْخَرَبِ؟
- 9 روان شد اشک ز چشم من و گواهی داد·کَما یَسیلُ مِیاهُ السَّقا مِنَ الْقَرَبِ
- 10 چه چاره دارم؟ غماز من هم از خانهست·رخم چو سکه زر آب دیدهام سُحُبی
- 11 دریغ دلبر جان را به مال میل بدی·و یا فریفته گشتی به سیّدی چَلَبی
- 12 و یا به حیله و مکری ز ره درافتادی·و یا که مست شدی او ز باده عنبی
- 13 دهان به گوش من آرد به گاه نومیدی·چه میکند سر و گوش مرا به شهد لبی؟
- 14 غلام ساعت نومیدیم که آن ساعت·شراب وصل بتابد ز شیشهای حلبی
- 15 از آن شراب پرستم که یار می بخشست·رخم چو شیشه می کرد و بود رخ ذَهَبي
- 16 برادرم پدرم اصل و فصل من عشقست·که خویش عشق بماند نه خویشی نسبی
- 17 خمش که مفخر آفاق شمس تبریزی·بشست نام و نشان مرا به خوش لقبی
ganjoor: sh3049 · public domain