디완에 샴스 가잘 3063 베이트 4 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۰۶۳

  1. در آن الست و بلی جان بی‌بدن بودی تو را نمود که آنی چه در غم اینی

G3063:4

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی·بجوشد از تک دل چشمه چشمه شیرینی
  2. 2 کلید حاجت خلقان بدان شده‌ست دعا·که جان جان دعایی و نور آمینی
  3. 3 دلا به کوی خرابات ناز تو نخرند·مکن تو بینی و ناموس تا جهان بینی
  4. 4 در آن الست و بلی جان بی‌بدن بودی·تو را نمود که آنی چه در غم اینی
  5. 5 تو را یکی پر و بالیست آسمان پیما·چه در پی خر و اسپی چه در غم زینی
  6. 6 بگو بگو تو چه جستی که آنت پیش نرفت·بیا بیا که تو سلطان این سلاطینی
  7. 7 تو تاج شاه جهان را عزیزتر گهری·عروس جان نهان را هزار کابینی
  8. 8 چه چنگ درزده‌ای در جهان و قانونش·که از ورای فلک زهره قوانینی
  9. 9 به روز جلوه ملایک تو را سجود کنند·بنشنوند ز ابلیسیان که تو طینی
  10. 10 میان ببستی و کردی به صدق خدمت دین·کنند خدمت تو بعد از این که تو دینی
  11. 11 ستاره وار به انگشت‌ها نمودندت·چو آفتاب کنون نامشار تعیینی
  12. 12 اگر چه درخور نازی نیاز را مگذار·برای رشک ز ویسه خوشست رامینی
  13. 13 خمش! به سوره اقرا بسی عمل کردی·ز قشر حرف گذر کن, کنون که والتینی

ganjoor: sh3063 · public domain