디완에 샴스 가잘 3089 베이트 6 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۰۸۹

  1. که پاسبان سراپرده جلالت او به نفط قهر بزد تا بسوخت از شرری

G3089:6

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 به اهل پرده اسرارها ببر خبری·که پرده‌های شما بردرید از قمری
  2. 2 نشسته بودند یک شب نجوم و سیارات·برای طلعت آن آفتاب در سمری
  3. 3 برید غیرت شمشیر برکشید و برفت·که در چه‌اید بگفتند نیستمان خبری
  4. 4 برید غیرت واگشت و هر یکی می‌گفت·به ناله‌های پرآتش که آه واحذری
  5. 5 شبانگهانی عقرب چو کزدمک می‌رفت·به گوش‌های سراپرده‌هاش بر خطری
  6. 6 که پاسبان سراپرده جلالت او·به نفط قهر بزد تا بسوخت از شرری
  7. 7 دریغ دیده بختم به کحل خاک درش·ز بهر روشنی چشم یافتی نظری
  8. 8 که تا به قوت آن یک نظر بدو کردی·که مهر و ماه نیابند اندر او اثری
  9. 9 که نسر طایر بگذشت از هوس آن سو·به اعتماد که او راست بسته بال و پری
  10. 10 یکی مگس ز شکرهای بی‌کرانه او·پرید در پی آن نسر و برسکست سری
  11. 11 چو بوی خمر رحیقش برون زند ز جهان·خراب و مست ببینی به هر طرف عمری
  12. 12 به بر و بحر فتادست ولوله شادی·که بحر رحمت پوشید قالب بشری
  13. 13 فکند ایمن و ساکن حذرکنان بلا·سلاح‌ها بفراغت ز تیغ یا سپری
  14. 14 که ذره‌های هواها و قطره‌های بحار·به گوش حلقه او کرد و بر میان کمری
  15. 15 چو حق خدمت او ماجرا کند آغاز·یقین شود همه را زانک نیستشان هنری
  16. 16 نگارگر بگه نقش شهرها می‌کرد·گشاد هندسه را پس مهندسانه دری
  17. 17 چو دررسید به تبریز و نقش او ناگاه·برو فتاد شعاعات روح سیمبری
  18. 18 قلم شکست و بیفتاد بی‌خبر بر جای·چو مستیان شبانه ز خوردن سکری
  19. 19 تمام چون کنم این را که خاطر از آتش·همی‌گدازد در آب شکر چون شکری

ganjoor: sh3089 · public domain