디완에 샴스 가잘 3111 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۱۱۱

  1. دل خسته گشته چو قدح شکسته تو چو گم شدستی تو چه ره نمایی

G3111:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 تو چنین نبودی تو چنین چرایی·چه کنی خصومت چو از آن مایی
  2. 2 دل و جان غلامت چو رسد سلامت·تو دو صد چنین را صنما سزایی
  3. 3 تو قمرعذاری تو دل بهاری·تو ملک نژادی تو ملک لقایی
  4. 4 فلک از تو حارس زحل از تو فارس·ز برای آن را که در این سرایی
  5. 5 دل خسته گشته چو قدح شکسته·تو چو گم شدستی تو چه ره نمایی
  6. 6 بده آن قدح را بگشا فرح را·که غم کهن را تو بهین دوایی
  7. 7 دل و جان کی باشد دو جهان چه باشد·همه سهل باشد تو عجب کجایی
  8. 8 بگذار دستان برسان به مستان·ز عطای سلطان قدح عطایی
  9. 9 همگی امیدی شکری سپیدی·چو مرا بدیدی بکن آشنایی
  10. 10 شکری نباتی همگی حیاتی·طبق زکاتی کرم خدایی
  11. 11 طرب جهانی عجب قرانی·تو سماع جان را تر لایلایی
  12. 12 بزنی ز بالاتر لایلالا·تو نه یک بلایی تو دو صد بلایی
  13. 13 دل من ببردی به کجا سپردی·نه جواب گویی نه دهی رهایی
  14. 14 بفزا دغا را بفریب ما را·بر توست عالم همه روستایی
  15. 15 سر ما شکستی سر خود ببستی·که خرف نگردد ز چنین دغایی
  16. 16 به پلاس عوران به عصای کوران·چه طمع ببستی ز چه می‌ربایی
  17. 17 به طمع چنانی به عطا جهانی·عجب از تو خیره به عجب نمایی
  18. 18 خمش ای صفورا بگذار او را·تو ز خویشتن گو که چه کیمیایی
  19. 19 نه به اختیاری همه اضطراری·تو به خود نگردی تو چو آسیایی
  20. 20 تو یکی سبویی چو اسیر جویی·جز جو چه جویی چو ز جو برآیی
  21. 21 تو به خود چه سازی که اسیر گازی·تو ز خود چه گویی چو ز که صدایی
  22. 22 خمش ای ترانه بجه از کرانه·که نوای جانی همگی نوایی

ganjoor: sh3111 · public domain