디완에 샴스 가잘 3119 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۱۱۹

  1. گدارو مباش و مزن هر دری را که هر چیز را که بجویی تو آنی

G3119:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 نشانت کی جوید که تو بی‌نشانی·مکانت کی یابد که تو بی‌مکانی
  2. 2 چه صورت کنیمت که صورت نبندی·که کفست صورت به بحر معانی
  3. 3 از آن سوی پرده چه شهری شگرفست·که عالم از آن جاست یک ارمغانی
  4. 4 به نو نو هلالی به نو نو خیالی·رسد تا نماند حقیقت نهانی
  5. 5 گدارو مباش و مزن هر دری را·که هر چیز را که بجویی تو آنی
  6. 6 دلا خیمه خود بر این آسمان زن·مگو که نتانم بلی می‌توانی
  7. 7 مددهای جانت همه ز آسمانست·از آن سو رسیدی همان سوی روانی
  8. 8 گمان‌های ناخوش برد بر تو دل‌ها·نداند که تو حاضر هر گمانی
  9. 9 به چه عذر آید چه روپوش دارد·که تو نانبشته غرض را بخوانی
  10. 10 خنک آن زمانی که ساقی تو باشی·بریزی تو بر ما قدح‌های جانی
  11. 11 ز سر گیرد این دل عروج منازل·ز سر گیرد این تن مزاج جوانی
  12. 12 خنک آن زمانی که هر پاره ما·به رقص اندرآید که ربی سقانی
  13. 13 گرانی نماند در آن جا و غیری·که گیرد سر مست از می گرانی
  14. 14 به گفت اندرآیند اجزای خامش·چنان که تو ناطق در آن خیره مانی
  15. 15 چه‌ها می‌کند مادر نفس کلی·که تا بی‌لسانی بیابد لسانی
  16. 16 ایا نفس کلی به هر دم کیاست·کیت می‌فرستد به رسم نهانی
  17. 17 مگو عقل کلی که آن عقل کل را·به هر دم کسی می‌کند مستعانی
  18. 18 که آن عقل کلی شود جهل کلی·گر آبی نیاید ز بحر عیانی

ganjoor: sh3119 · public domain