디완에 샴스 가잘 3131 베이트 20 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۱۳۱

  1. خلایق ز تو واله و درهمند تو چون زلف جعدت چرا درهمی

G3131:20

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 الا هات حمرا کالعندم·کانی ما زجتها عن دمی
  2. 2 و یبدو سناها علی وجنتی·اذا انحدرت کاسها عن فمی
  3. 3 فطوبی لسکراء من مغنم·و تعسا لصحواء من مغرم
  4. 4 می درغمی خور اگر در غمی·که شادی فزاید می درغمی
  5. 5 بیا نوش کن ای بت نوش لب·شراب محرم اگر محرمی
  6. 6 مگو نام فردا اگر صوفیی·همین دم یکی شو اگر همدمی
  7. 7 برای چنین جام عالم بها·بهل مملکت را اگر ادهمی
  8. 8 درآشام یک جام دریا دلا·اگر ظاهر کند گوهر آدمی
  9. 9 چرا بسته باشی چو در مجلسی·چرا خشک باشی چو در زمزمی
  10. 10 چرا می‌نگیری نخستین قدح·چپ و راست بنما که از کی کمی
  11. 11 ز جام فلک پاک و صافیتری·که برتر از این گنبد اعظمی
  12. 12 بنوش ای ندیمی که هم خرقه‌ای·بجوش ای شرابی که خوش مرهمی
  13. 13 چو موسی عمران توی عمر جان·چو عیسی مریم روان بر یمی
  14. 14 چو یوسف همه فتنه مجلسی·چو اقبال و باده عدوی غمی
  15. 15 ز هر باد چون کاه از جا مرو·که چون کوه در مرتبت محکمی
  16. 16 بحل برج کژدم سوی زهره رو·که کژدم ندارد به جز کژدمی
  17. 17 به تو آمدم زانک نشکیفتم·ز احسان و بخشایش و مردمی
  18. 18 چنین خال زیبا که بر روی توست·پناه غریبی و خال و عمی
  19. 19 فانت الربیع و انت المدام·و مولی الملوک الا فاحکمی
  20. 20 خلایق ز تو واله و درهمند·تو چون زلف جعدت چرا درهمی
  21. 21 مگر شمس تبریز عقلت ببرد·که چون من خرابی و لایعلمی

ganjoor: sh3131 · public domain