디완에 샴스 가잘 386 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۸۶

  1. چونک شه بنمود رخ را، اسب شد همراه پیل عقل مسکین گشت مات و جان میان برد و مات

G386:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 چون نداری تابِ دانش، چشم بگشا در صفات·چون نبینی بی‌جهت را نور، او بین در جهات
  2. 2 حوریان بین، نوریان بین، زیر این ازرق تتق·مسلمات مؤمنات قانتات تائبات
  3. 3 هر یکی با ناز باز و هر یکی عاشق‌نواز·هر یکی شمعِ طراز و هر یکی صبحِ نجات
  4. 4 هر یکی بسته‌دهان و موشکاف اندر بیان·هر یکی شکرستان و هر یکی کانِ نبات
  5. 5 جان کهنه می‌فشان و جان تازه می‌ستان·در فقیری می‌خرام و می‌ستان ز ایشان زکات
  6. 6 شیر جان زین مریمان خور چونک زاده ثاینی·تا چو عیسی فارغ آیی از بنین و از بنات
  7. 7 روز و شب را چون دو مجنون درکشان در سلسله·ای که هر روزت چو عید و هر شبت قدر و برات
  8. 8 چونک شه بنمود رخ را، اسب شد همراه پیل·عقل مسکین گشت مات و جان میان برد و مات
  9. 9 عاشقان را وقت شورش ابله و شپ‌شپ مبین·کوه جودی عاجز آید پیش ایشان در ثبات
  10. 10 جان جمله پیشه‌ها عشق‌ست اما آنک او·تره زار دل نبیند درفتد در ترهات
  11. 11 من خمش کردم چو دیدم خوش‌تر از خود ناطقی·پیش او میرم بگویم «اقتلونی یا ثقات»
  12. 12 شمس تبریزی چو بگشاید دهانِ چون شکر·از طرب در جنبش آید هم رمیم و هم رفات
  13. 13 رو خمش کن، قول کم گو، بعد از این فعال باش·چند گویی «فاعلاتن فاعلاتن فاعلات»

ganjoor: sh386 · public domain