디완에 샴스› 가잘 390› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۹۰
- گر تو را کوبی رسد از رفتن مستان مرنج با چنان ساقی و مطرب کی رود هموار مست
G390:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست·میر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مست
- 2 باغبانا رعد مطرب ابر ساقی گشت و شد·باغ مست و راغ مست و غنچه مست و خار مست
- 3 آسمانا چند گردی گردش عنصر ببین·آب مست و باد مست و خاک مست و نار مست
- 4 حال صورت این چنین و حال معنی خود مپرس·روح مست و عقل مست و خاک مست اسرار مست
- 5 رو تو جباری رها کن خاک شو تا بنگری·ذره ذره خاک را از خالق جبار مست
- 6 تا نگویی در زمستان باغ را مستی نماند·مدتی پنهان شدست از دیده مکار مست
- 7 بیخهای آن درختان می نهانی میخورند·روزکی دو صبر میکن تا شود بیدار مست
- 8 گر تو را کوبی رسد از رفتن مستان مرنج·با چنان ساقی و مطرب کی رود هموار مست
- 9 ساقیا باده یکی کن چند باشد عربده·دوستان ز اقرار مست و دشمنان ز انکار مست
- 10 باد را افزون بده تا برگشاید این گره·باده تا در سر نیفتد کی دهد دستار مست
- 11 بخل ساقی باشد آن جا یا فساد بادهها·هر دو ناهموار باشد چون رود رهوار مست
- 12 رویهای زرد بین و باده گلگون بده·زانک از این گلگون ندارد بر رخ و رخسار مست
- 13 بادهای داری خدایی بس سبک خوار و لطیف·زان اگر خواهد بنوشد روز صد خروار مست
- 14 شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیست·کافر و مؤمن خراب و زاهد و خمار مست
ganjoor: sh390 · public domain