디완에 샴스› 가잘 396› 베이트 7 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۹۶
- شمس دین و شمس دین آن جان ما اینک بدان جز به سوی راه تبریز اسب ما رهوار نیست
G396:7
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست·جمله شاهانند آن جا بندگان را بار نیست
- 2 گر تو نازی میکنی یعنی که من فرخندهام·نزد این اقبال ما فرخندگی جز عار نیست
- 3 گر به فقرت ناز باشد ژنده برگیر و برو·نزد این سلطان ما آن جمله جز زنار نیست
- 4 گر تو نور حق شدی از شرق تا مغرب برو·زانک ما را زین صفت پروای آن انوار نیست
- 5 گر تو سر حق بدانستی برو با سر بباش·زانک این اسرار ما را خوی آن اسرار نیست
- 6 راست شو در راه ما وین مکر را یک سوی نه·زان که این میدان ما جولانگه مکار نیست
- 7 شمس دین و شمس دین آن جان ما اینک بدان·جز به سوی راه تبریز اسب ما رهوار نیست
- 8 مست بودم فاش کردم سر خود با یارکان·زانک هشیاری مرا خود مذهب آزار نیست
- 9 گر نهی پرگار بر تن تا بدانی حد ما·حد ما خود ای برادر لایق پرگار نیست
- 10 خاک پاشی میکنی تو ای صنم در راه ما·خاک پاشی دو عالم پیش ما در کار نیست
- 11 صوفیان عشق را خود خانقاهی دیگر است·جان ما را اندر آن جا کاسه و ادرار نیست
- 12 در تک دوزخ نشستم ترک کردم بخت را·زانک ما را اشتهای جنت و ابرار نیست
ganjoor: sh396 · public domain