디완에 샴스› 가잘 44› 베이트 14 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۴۴
- چرخ زنان بدان خوشم، کآب به بوستان کشم میوه رسد ز آب جان، شوره و سنگ و ریگ را
G44:14
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا·ابروی او گره نشد، گرچه که دید صد خطا
- 2 چشم گشا و رو نگر، جرم بیار و خو نگر·خوی چو آب جو نگر، جمله طراوت و صفا
- 3 من ز سلام گرم او، آب شدم ز شرم او·وز سخنان نرم او، آب شوند سنگها
- 4 زهر به پیش او ببر، تا کندش به از شکر·قهر به پیش او بنه، تا کندش همه رضا
- 5 آب حیات او ببین، هیچ مترس از اجل·در دو در رضای او، هیچ ملرز از قضا
- 6 سجده کنی به پیش او، عزت مسجدت دهد·ای که تو خوار گشتهای، زیر قدم چو بوریا
- 7 خواندم امیر عشق را، فهم بدین شود تو را·چونک تو رهن صورتی، صورت توست ره نما
- 8 از تو دل ار سفر کند، با تپش جگر کند·بر سر پاست منتظر، تا تو بگوییش بیا
- 9 دل چو کبوتری اگر، میبپرد ز بام تو·هست خیال بام تو، قبله جانش در هوا
- 10 بام و هوا توی و بس، نیست روی بجز هوس·آب حیات جان توی، صورتها همه سقا
- 11 دور مرو سفر مجو، پیش تو است ماه تو·نعره مزن که زیر لب، میشنود ز تو دعا
- 12 میشنود دعای تو، میدهدت جواب او·کای کر من کری بهل، گوش تمام برگشا
- 13 گر نه حدیث او بدی، جان تو آه کی زدی·آه بزن که آه تو، راه کند سوی خدا
- 14 چرخ زنان بدان خوشم، کآب به بوستان کشم·میوه رسد ز آب جان، شوره و سنگ و ریگ را
- 15 باغ چو زرد و خشک شد، تا بخورد ز آب جان·شاخ شکسته را بگو، آب خور و بیازما
- 16 شب برود بیا به گه، تا شنوی حدیث شه·شب همه شب مثال مه، تا به سحر مشین ز پا
ganjoor: sh44 · public domain