디완에 샴스 가잘 440 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۴۴۰

  1. ای جان جان جانان از ما سلام برخوان رحم آر بر ضعیفان عشق تو بی‌امانست

G440:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 امروز شهر ما را صد رونق‌ست و جانست·زیرا که شاه خوبان امروز در میانست
  2. 2 حیران چرا نباشد خندان چرا نباشد·شهری که در میانش آن صارم زمانست
  3. 3 آن آفتاب خوبی چون بر زمین بتابد·آن دم زمین خاکی بهتر ز آسمانست
  4. 4 بر چرخ سبزپوشان پر می‌زنند یعنی·سلطان و خسرو ما آن‌ست و صد چنانست
  5. 5 ای جان جان جانان از ما سلام برخوان·رحم آر بر ضعیفان عشق تو بی‌امانست
  6. 6 چون سبز و خوش نباشد عالم چو تو بهاری·چون ایمنی نباشد چون شیر پاسبانست
  7. 7 چون کوفت او درِ دل ناآمده به منزل·دانست جان ز بویش کان یار مهربانست
  8. 8 آن کو کشید دستت او آفریده‌ استت·وان کو قرین جان شد او صاحب قرانست
  9. 9 او ماه بی‌خسوف‌ست خورشید بی‌کسوف‌ست·او خمر بی‌خمارست او سود بی‌زیانست
  10. 10 آن شهریار اعظم بزمی نهاد خرم·شمع و شراب و شاهد امروز رایگانست
  11. 11 چون مست گشت مردم شد گوهرش برهنه·پهلو شکست کان را زان کس که پهلوانست
  12. 12 دلاله چون صبا شد از خار گل جدا شد·باران نبات‌ها را در باغ امتحانست
  13. 13 بی عز و نازنینی کی کرد ناز و بینی·هر کس که کرد والله خام‌ست و قلتبانست
  14. 14 خامُش که تا بگوید بی‌حرف و بی‌زبان او·خود چیست این زبان‌ها گر آن زبان زبانست

ganjoor: sh440 · public domain