디완에 샴스 가잘 460 베이트 3 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۴۶۰

  1. هر گل سرخی که هست از مدد خون ماست هر گل زردی که رُست رُسته ز صفرای ماست

G460:3

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست·سایه‌ی زلفین تو در دو جهان جای ماست
  2. 2 از قد و بالای اوست عشق که بالا گرفت·و آنک بشد غرق عشق قامت و بالای ماست
  3. 3 هر گل سرخی که هست از مدد خون ماست·هر گل زردی که رُست رُسته ز صفرای ماست
  4. 4 هر چه تصور کنی خواجه که همتاش نیست·عاشق و مسکین آن بی‌ضد و همتای ماست
  5. 5 از سبب هجر اوست شب که سیه‌پوش گشت·توی به تو دودِ شب ز آتش سودای ماست
  6. 6 نیست ز من باورت؟ این سخن از شب بپرس·تا بدهد شرح آنک فتنه فردای ماست
  7. 7 شب چه بود روز نیز شهره و رسوای اوست·کاهش مه از غمِ ماه دل‌افزای ماست
  8. 8 آه! که از هر دو کون تا چه نهان بوده‌ای·خه! که نهانی چنین شهره و پیدای ماست
  9. 9 زان سوی لوح وجود مکتب عشاق بود·و آنچ ز لوحش نمود آن همه اسمای ماست
  10. 10 اول و پایان راه از اثر پای ماست·ناطقه و نفس کل ناله سرنای ماست
  11. 11 گر نه کژی همچو چنگ واسطه نای چیست؟·در هوس آن سری اوست که هم پای ماست
  12. 12 گرچه که ما هم کژیم در صفت جسم خویش·بر سر منشور عشق جسمِ چو طغرای ماست
  13. 13 رخت به تبریز برد مفخر جان شمس دین·بازبیاریم زود کان همه کالای ماست

ganjoor: sh460 · public domain