디완에 샴스 가잘 531 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۵۳۱

  1. ما موسییم و تو مها، گاهی عصا، گه اژدها ای شاهدان ارزان‌بها چون غارت بلغار شد

G531:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 صوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟·مستی اگر در خواب شد مستی دگر بیدار شد
  2. 2 خورشید اگر در گور شد عالم ز تو پرنور شد·چشم خوشت مخمور شد چشم دگر خمار شد
  3. 3 گر عیش اول پیر شد صد عیش نو توفیر شد·چون زلف تو زنجیر شد دیوانگی ناچار شد
  4. 4 ای مطرب شیرین نفس عشرت نگر از پیش و پس·کس نشنود افسون کس چون واقف اسرار شد
  5. 5 ما موسییم و تو مها، گاهی عصا، گه اژدها·ای شاهدان ارزان‌بها چون غارت بلغار شد
  6. 6 لعلت شکرها کوفته چشمت ز رشک آموخته·جان، خانهٔ دل روفته، هین نوبت دیدار شد
  7. 7 هر بار عذری می‌نهی وز دست مستی می‌جهی·ای جان! چه دفعم می‌دهی؟ این دفع تو بسیار شد
  8. 8 ای کرده دل چون خاره‌ای امشب نداری چاره‌ای·تو ماه و ما استاره‌ای، استاره با مه یار شد
  9. 9 ای ماه بیرون از افق ای ما تو را امشب قنق·چون شب جهان را شد تتق پنهان روان را کار شد
  10. 10 گر زحمت از تو برده‌ام پنداشتی من مرده‌ام·تو صافی و من درده‌ام بی‌صاف دردی خوار شد
  11. 11 از وصل همچون روز تو در هجر عالم سوز تو·در عشق مکرآموز تو بس ساده‌دل عیار شد
  12. 12 نی تب بُدم، نی درد سر، سر می‌زدم دیوار بر·کز طمع آن خوش گُل‌شِکر قاصد دلم بیمار شد

ganjoor: sh531 · public domain