디완에 샴스 가잘 578 베이트 2 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۵۷۸

  1. به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد

G578:2

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد·مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
  2. 2 به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان·که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد
  3. 3 اگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستم·وگر من دست خود خستم همو درمان من باشد
  4. 4 چه زَهره دارد اندیشه که گِرد شهر من گردد·که قصد مُلک من دارد چو او خاقان من باشد
  5. 5 نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش·بمیرد پیش من رُستم چو او دَستان من باشد
  6. 6 بِدَرَم زَهره زُهره خراشم ماه را چهره·بَرَم از آسمان مُهره چو او کیوان من باشد
  7. 7 بِدَرَم جُبه مَه را بریزم ساغر شَه را·وگر خواهند تاوانم همو تاوان من باشد
  8. 8 چراغ چرخ گردونم چو اِجری خوار خورشیدم·امیر گوی و چوگانم چو دل میدان من باشد
  9. 9 منم مصر و شکرخانه چو یوسف در بَرَم گیرد·چه جویم ملک کنعان را؟ چو او کنعان من باشد
  10. 10 زهی حاضر زهی ناظر زهی حافظ زهی ناصر·زهی الزام هر منکر چو او برهان من باشد
  11. 11 یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت·بپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد
  12. 12 سر ماهست و من مجنون مجنبانید زنجیرم·مرا هر دم سر مه شد چو مه بر خوان من باشد
  13. 13 سخن بخش زبان من چو باشد شمس تبریزی·تو خامُش تا زبان‌ها خود چو دل جنبان من باشد

ganjoor: sh578 · public domain