디완에 샴스 가잘 64 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۶۴

  1. خیالت همچو سلطانی، شد اندر دل خرامانی چنانک آید سلیمانی، درون مسجد اقصی

G64:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟·تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟
  2. 2 تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزد؟·تو دیدی هیچ وامق را که عذرا خواهد از عذرا؟
  3. 3 بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی·ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما
  4. 4 توی دریا، منم ماهی، چنان دارم که می‌خواهی·بکن رحمت، بکن شاهی، که از تو مانده‌ام تنها
  5. 5 ایا شاهنشه قاهر! چه قحط رحمت‌ست آخر؟·دمی که تو نه‌ای حاضر گرفت آتش چنین بالا
  6. 6 اگر آتش تو را بیند چنان در گوشه بنشیند·کز آتش هر که گل چیند دهد آتش گل رعنا
  7. 7 عذاب‌ست این جهان بی تو، مبادا یک زمان بی تو·به جان تو که جان بی تو، شکنجه‌ست و بلا بر ما
  8. 8 خیالت همچو سلطانی، شد اندر دل خرامانی·چنانک آید سلیمانی، درون مسجد اقصی
  9. 9 هزاران مشعله بر شد، همه مسجد منور شد·بهشت و حوض کوثر شد، پر از رضوان پر از حورا
  10. 10 تعالی الله تعالی الله درون چرخ چندین مه·پر از حورست این خرگه نهان از دیدهٔ اعما
  11. 11 زهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشق·به کوه قاف کی یابد مقام و جای جز عنقا؟
  12. 12 زهی عنقای ربانی، شهنشه شمس تبریزی·که او شمسی‌ست نی شرقی و نی غربی و نی در جا

ganjoor: sh64 · public domain