디완에 샴스› 가잘 641› 베이트 4 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۶۴۱
- مه با سپر و تیغ شبی حمله او دید بفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد
G641:4
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد·کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
- 2 چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن·تا قصه خوبان که بنامند برافتاد
- 3 بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید·بس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد
- 4 مه با سپر و تیغ شبی حمله او دید·بفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد
- 5 ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلش·در غارت شکر همه ما را حشر افتاد
- 6 خونی بک هجران به هزیمت علم انداخت·بر لشکر هجران دل ما را ظفر افتاد
- 7 گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیت·گفتیم کز آن نور به ما این نظر افتاد
ganjoor: sh641 · public domain