디완에 샴스 가잘 741 베이트 7 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۷۴۱

  1. خوش قمررویی کز این غم می‌گدازد چون هلال خوش شکرخویی که با آن شکرستان خو کند

G741:7

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند·خون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند
  2. 2 چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم·کس نداند حالت من ناله من او کند
  3. 3 ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشد·آنک در شش سو نگنجد کار او یک سو کند
  4. 4 شیر آهو می‌دراند شیر ما بس نادرست·نقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند
  5. 5 باطنت را لاله سازد ظاهرت را ارغوان·یک دمت سازد قزلبک یک دمت صارو کند
  6. 6 موج آن دریا مجو کو را مدد از جو بود·آن بجو کز نور جان دو پیه را دو جو کند
  7. 7 خوش قمررویی کز این غم می‌گدازد چون هلال·خوش شکرخویی که با آن شکرستان خو کند
  8. 8 آهنی کو موم شد بهر قبول مهر عشق·خاک را عنبر کند او سنگ را لؤلؤ کند
  9. 9 دل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برم·گر تقاضای شراب و یخنی و طرغو کند
  10. 10 لکلک آن حق شناسد ملک را لکلک کند·فاخته محجوب باشد لاجرم کوکو کند
  11. 11 آب و روغن کم کن و خامش چو روغن می‌گداز·خرم آن کاندر غم آن روی تن چون مو کند

ganjoor: sh741 · public domain