디완에 샴스 가잘 758 베이트 6 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۷۵۸

  1. ز بلاهای معظم نخورد غم نخورد غم دل منصور حلاجی که سر دار تو دارد

G758:6

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد·چه نکوبخت درختی که بر و بار تو دارد
  2. 2 چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک را·چو بر آن چرخ معانی مهش انوار تو دارد
  3. 3 به خدا دیو ملامت برهد روز قیامت·اگر او مهر تو دارد اگر اقرار تو دارد
  4. 4 به خدا حور و فرشته به دو صد نور سرشته·نبرد سر نبرد جان اگر انکار تو دارد
  5. 5 تو کیی آنک ز خاکی تو و من سازی و گویی·نه چنان ساختمت من که کس اسرار تو دارد
  6. 6 ز بلاهای معظم نخورد غم نخورد غم·دل منصور حلاجی که سر دار تو دارد
  7. 7 چو ملک کوفت دمامه بنه ای عقل عمامه·تو مپندار که آن مه غم دستار تو دارد
  8. 8 بمر ای خواجه زمانی مگشا هیچ دکانی·تو مپندار که روزی همه بازار تو دارد
  9. 9 تو از آن روز که زادی هدف نعمت و دادی·نه کلید در روزی دل طرار تو دارد
  10. 10 بن هر بیخ و گیاهی خورد از رزق الهی·همه وسواس و عقیله دل بیمار تو دارد
  11. 11 طمع روزی جان کن سوی فردوس کشان کن·که ز هر برگ و نباتش شکر انبار تو دارد
  12. 12 نه کدوی سر هر کس می راوق تو دارد·نه هر آن دست که خارد گل بی‌خار تو دارد
  13. 13 چو کدو پاک بشوید ز کدو باده بروید·که سر و سینه پاکان می از آثار تو دارد
  14. 14 خمش ای بلبل جان‌ها که غبارست زبان‌ها·که دل و جان سخن‌ها نظر یار تو دارد
  15. 15 بنما شمس حقایق تو ز تبریز مشارق·که مه و شمس و عطارد غم دیدار تو دارد

ganjoor: sh758 · public domain