디완에 샴스› 가잘 905› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۹۰۵
- هر آنک بالش دارد ز آستان عنایت غلام خفتن اویم که هیچ خفته نماند
G905:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند·رسید کار به جایی که عقل خیره بماند
- 2 هزار ظلم رسیده ز عقل گشت رهیده·چو عقل بسته شد این جا بگو کیش برهاند
- 3 دلا مگر که تو مستی که دل به عقل ببستی·که او نشست نیابد تو را کجا بنشاند
- 4 متاع عقل نشانست و عشق روح فشانست·که عشق وقت نظاره نثار جان بفشاند
- 5 هزار جان و دل و عقل گر به هم تو ببندی·چو عشق با تو نباشد به روزنش نرساند
- 6 به روی بت نرسی تو مگر به دام دو زلفش·ولیک کوشش میکن که کوششت بپزاند
- 7 چو باز چشم تو را بست دست اوست گشایش·ولی به هر سر کویی تو را چو کبک دواند
- 8 هر آنک بالش دارد ز آستان عنایت·غلام خفتن اویم که هیچ خفته نماند
- 9 میانه گیرد آهو میانه دل شیری·هزار آهوی دیگر ز شیر او برهاند
- 10 چو در درونه صیاد مرغ یافت قبولی·هزار مرغ گرفته ز دام او بپراند
- 11 هر آن دلی که به تبریز و شمس دین شده باشد·چو شاه ماه به میدان چرخ اسب دواند
ganjoor: sh905 · public domain